تبلیغات
نغزنامه - مطالب ابر شعرخوانی
نغزنامه
زندگانی و یادداشت های یک شوریده ی خرد باخته
دارم سعی میکنم یه جایی پیدا کنم توش بنویسم. یه جلیی که بشه توش بند شد. نمیدونم کجا ولی...

+ویس شب شعر با حضور محمدعلی بهمنی که قولشو داده بودم. ویس خودم خراب شد، مجبور شدم از یکی دیگه بگیرم. فقط قسمت شعرخوانی خود استاده.




مضمون: چند سطری ها،
برچسب ها: وبلاگ، شعرخوانی، محمدعلی بهمنی،
چند روز پیش شب شعر بودیم با حضور "محمدعلی بهمنی". ویس گرفتم از صحبت هاش، حرفای جالبی زد میون شعر خوندنش.. دلخوش از اینکه اینکه ویس گرفتم نگاه به گوشی کردم و دیدم یک جایی قطع شده. :|
ویسش رو از بغل دستیم گرفتم به هرحال. حوصله ام گرفت میذارم رو وبلاگ.




مضمون: چند سطری ها،
برچسب ها: من، شعرخوانی، محمدعلی بهمنی،
تمام روز، نگاه من

به چشم های زندگیم خیره گشته بود

به آن دو چشم مضطرب ترسان

که از نگاه ثابت من می گریختند

و چون دروغگویان

به انزوای بی خطر پناه می آورند

 


کدام قله، کدام اوج؟

مگر تمامی این راه های پیچاپیچ

در آن دهان سرد مکنده

به نقطه ی  تلاقی و پایان نمی رسند؟



به من چه دادید ای واژه های ساده فریب

و ای ریاضت اندام ها و خواهش ها؟

اگر گلی به گیسوی خود می زدم

از این تقلب، از این تاج کاغذین

که بر فراز سرم بو گرفته است، فریبنده تر نبود؟


ف.ف.





+    سقوط آزاد. . .
                   پرواز . . .
                         جیغ . . .
                               جیغ . . .
                                   خواب آرام . . .
                                               ابدی . . . !
                                                   بی نهایت . . . !




مضمون:
برچسب ها: مرگ، کلافگی نویسی، شعرخوانی، فروغ فرخزاد،
+ من بودم و سکوت و غمِ جاودانه ای . . .


+
این فصل به زمستان نمی رسد . . .



+ این.
+ و این.







مضمون: چند سطری ها،
برچسب ها: کلافگی نویسی، شعرخوانی، هندزفری،




مضمون: وب نوشت،
برچسب ها: عکس نوشت، شعرخوانی، سهراب سپهری،




می نویسم تا فراموش نکنم،
تا فراموش نشوم، از خاطر خودم و دیگران..

+درباره ی صاد:
پنج تار است در عود متحد با هم
صاد و زیر و لسان و مثلث و بم...

من صادم، سنگ زیرین آسیا!
از همان جا که بزرگتر شدم، صادم؛
از آن جا که شدم سنگ زیرین آسیا.

قبل ترش "آندرو" بودم،
هنوز هم هستم!
هر کجا که سرکشی و اعتراض می کنم یعنی هنوز
آندرویی در وجودم هست.

آندروی درونم را می بینید
هر کجا که زیاده خواهی های دیگران را بر نمی تابم،
هر کجا که "زبان سرخ می دهد بر باد..."

آن من ساکت و بی آزار و رصدگر اما که می بینید "صاد" است،
روی دیگر من؛
آن رویی که همه را دعوت به صلح می کند
و تحمل جنگ و خون ریزی و اشک را ندارد.


این جا "صاد/آندرو" گونه های من را می خوانید.
"من" و "نغزنامه" را هر آن گونه که می خواهید
تفسیر کنید.
بدون شرح...


پ.ن: کامنت ها را می بندم که فکر نکنید موظف هستید برایم نظر بگذارید، کاری اگر داشتید اما می توانید پیام بدهید.. همیشه کسی هست...
ارسال پیام:
https://goo.gl/AX1MQy

نویسنده: صاد
زیر ذره بین
  • تمام نغزبین ها:
  • نغزبین های امروز:
  • نغزبین های دیروز:
  • نغزبین های این ماه:
  • نغزبین های اون ماه:
  • همه ی نوشته ها:
  • آخرین مطلب نوشته شده در: