نغزنامه می نویسم تا فراموش نکنم، تا فراموش نشوم، از خاطر خودم و دیگران.. +درباره ی صاد: پنج تار است در عود متحد با هم صاد و زیر و لسان و مثلث و بم... من صادم، سنگ زیرین آسیا! از همان جا که بزرگتر شدم، صادم؛ از آن جا که شدم سنگ زیرین آسیا. قبل ترش "آندرو" بودم، هنوز هم هستم! هر کجا که سرکشی و اعتراض می کنم یعنی هنوز آندرویی در وجودم هست. آندروی درونم را می بینید هر کجا که زیاده خواهی های دیگران را بر نمی تابم، هر کجا که "زبان سرخ می دهد بر باد..." آن من ساکت و بی آزار و رصدگر اما که می بینید "صاد" است، روی دیگر من؛ آن رویی که همه را دعوت به صلح می کند و تحمل جنگ و خون ریزی و اشک را ندارد. این جا "صاد/آندرو" گونه های من را می خوانید. "من" و "نغزنامه" را هر آن گونه که می خواهید تفسیر کنید. بدون شرح... پ.ن: کامنت ها را می بندم که فکر نکنید موظف هستید برایم نظر بگذارید، کاری اگر داشتید اما می توانید پیام بدهید.. همیشه کسی هست... ارسال پیام: https://goo.gl/AX1MQy http://naghzname.mihanblog.com 2020-07-31T08:11:13+01:00 text/html 2017-12-25T09:42:32+01:00 naghzname.mihanblog.com صاد کوچ کردم به سرزمین سکوت... http://naghzname.mihanblog.com/post/356 <b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3">یکی از هزاران وبلاگی که ساختم و رها کردم رو پیدا کردم. دارم میرم دوباره همونجا بنویسم. آدرسش رو اینجا نمیذارم، ولی اگه خواستید راه ارتباطی که بلدید! ;)</font></b> text/html 2017-12-23T19:52:13+01:00 naghzname.mihanblog.com صاد ?Any idea http://naghzname.mihanblog.com/post/355 <b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3">دارم سعی میکنم یه جایی پیدا کنم توش بنویسم. یه جلیی که بشه توش بند شد. نمیدونم کجا ولی...</font></b><div><b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font></b></div><div><font face="arial, helvetica, sans-serif"><b><font size="3"><font color="#6600cc">+</font></font></b><a href="https://drive.google.com/file/d/1ulaKT-bUGj0eq_Dr_jWM4M9fDk5iWloC/view?usp=drivesdk" target="_blank" title=""><font size="3" color="#ffcc00"><b>ویس</b></font></a><b><font size="3">&nbsp;شب شعر با حضور محمدعلی بهمنی که قولشو داده بودم. ویس خودم خراب شد، مجبور شدم از یکی دیگه بگیرم. فقط قسمت شعرخوانی خود استاده.</font></b></font></div> text/html 2017-12-16T01:01:22+01:00 naghzname.mihanblog.com صاد خوبم، مرسی. http://naghzname.mihanblog.com/post/354 <b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif">چند روز پیش شب شعر بودیم با حضور "محمدعلی بهمنی". ویس گرفتم از صحبت هاش، حرفای جالبی زد میون شعر خوندنش.. دلخوش از اینکه اینکه ویس گرفتم نگاه به گوشی کردم و دیدم یک جایی قطع شده. :|</font></b><div><b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif">ویسش رو از بغل دستیم گرفتم به هرحال. حوصله ام گرفت میذارم رو وبلاگ.</font></b></div> text/html 2017-11-05T16:41:45+01:00 naghzname.mihanblog.com صاد انتظار نداشتم پیام بدی. http://naghzname.mihanblog.com/post/353 <div><b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif">«نامه‌ای از کارل مارکس به همسرش جنی»</font></b></div><div><b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif"><br></font></b></div><div><b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif">معشوق قلب من،</font></b></div><div><b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif"><br></font></b></div><div><b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif">من دوباره برای تو نامه می‌نویسم چرا که من تنهایم و همیشه برای من مشکل بوده که با تو به تنهایی در ذهنم گفتگو کنم بدون اینکه تو چیزی درباره‌ی آن بدانی، بشنوی و حتا قادر باشی که به آن پاسخ دهی.</font></b></div><div><b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif">غیبت‌های کوتاه، خوب است چراکه اگر دو نفر به طور دائمی و ثابت با هم باشند مسائل [زندگی] خیلی به هم شبیه می‌شوند و قابل جدا کردن و تمایز از یکدیگر نخواهند بود.</font></b></div><div><b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif">دوری، حتی برج و باروهای بزرگ را هم کوچک می‌کند؛ در حالی‌که چیزهای خرد و مبتذل، در یک نگاه نزدیک به چیزهای بزرگ تبدیل می‌شوند.</font></b></div><div><b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif">عادت‌های کوچک که امکان دارد در اشکال احساسی و به صورت فیزیکی سبب‌ساز اذیت انسان شود، زمانی‌که آن شی از جلوی چشمان برداشته می‌شود، ناپدید می‌گردد.</font></b></div><div><b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif">احساسات عمیق که به واسطه‌ی نزدیکی [و در دسترس بودن] افراد، شکل کوچک و تکراری به خود گرفته، به واسطه‌ی جادوی فاصله رشد کرده و به ابعاد طبیعی‌اش باز می‌گردد. فاصله سبب می‌شود که تو فقط از من و رویاهای تنهایم، ربوده شوی؛ و من با عشقم به تو، فوراً درمی‌یابم که زمان دوری را فقط باید بمانند خورشید و بارانی که برای رشد گیاهان مورد نیاز است، به خدمت گرفت.</font></b></div><div><b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif">زمانی‌که تو غایب هستی، عشق من به تو، خودش را نشان می‌دهد و آن چیزی بس غول‌آساست و از انبوهی از تمامی انرژی جمع‌ شده در جانم و همه‌ی خصوصیات قلبی‌ام شکل گرفته است. آن باعث می‌شود که من دوباره احساس کنم که انسانم؛ چراکه من حس عمیق و متنوعی را تجربه می‌کنم؛</font></b></div><div><b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif">مطالعه و آموزش و پرورش جدید، ما را گرفتار خودش کرده است؛ همچنین شک‌گرایی باعث شده که ما در تمامی ادارک عینی و ذهنی‌مان به دنبال اشتباه بگردیم؛ تمامی این‌ها، طوری طراحی شده که ما را کوچک، ضعیف و غُرغُرو کرده است. اما عشق – نه عشق فویرباخی- نه برای متابولیزم و نه برای پرولتاریا – بلکه عشق به معشوق و به طور مشخص عشق به تو، باعث می‌شود که یک انسان مجدداً حس کند که انسان است.</font></b></div><div><b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif">در این جهان زنان زیادی وجود دارند که در بین‌شان تعدادی از آن‌ها زیبارویند. اما کجا من می‌توانم چهره‌ای که هر جزء آن و حتی هر چروک آن یادآور بزرگترین و شیرین‌ترین خاطرات زندگی من است را پیدا کنم؟</font></b></div><div><b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif">حتی با وجود مواجهه با دردهای بی‌پایان و ضررهای جبران‌ناپذیر وارده بر من، تو شکایتی نکردی.</font></b></div><div><b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif">من با بوسه زدن به درد، آن را دور می‌کنم، زمانی‌که بر صورت شیرین تو بوسه می‌زنم.</font></b></div><div><b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif"><br></font></b></div><div><b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif">بدرود عزیز دلم.</font></b></div><div><b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif"><br></font></b></div><div><b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif">کارل خودت&nbsp;</font></b></div><div><b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif"><br></font></b></div><div><b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif">توضیحات:</font></b></div><div><b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif">۱) نامه‌ی عاشقانه‌ی کارل مارکس به همسرش «جنی»، که در ۲۱ ژوئن ۱۸۶۵ در منچستر (انگلستان) به رشته ی تحریر در آمده است.</font></b></div><div><b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif"><br></font></b></div><div><b><font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif">مطالب داخل کروشه ها [ ] از مترجم است.</font></b></div> text/html 2017-10-31T14:16:01+01:00 naghzname.mihanblog.com صاد حضوری http://naghzname.mihanblog.com/post/352 <b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3">بیاید زیر این پست اعلام وجود کنید ببینم چه کسایی هنوز اینجارو میخونن.</font></b><div><b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3">دقیقا با اون پنج نفریم که برای اون پست 1+ زدن.</font></b><div><b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3">بله!</font></b></div><div><b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3">با خود شمام!</font></b></div><div><b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3">خجالت نکش خاله جان، بیا جلو ببینم صورتتو تو نور.</font></b></div><div><b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3">بیا. ترس نداره که.</font></b></div><div><b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font></b></div><div><b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3">سوال مطروحه: به جای کانال بزنم، خودم و خودتون رو خلاص کنم؟</font></b></div><div><b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font></b></div><div><div><b><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3">پ.ن: غنیمت بشمرید این کامنتدونی باز رو، بعدا دیگه ازینا گیرتون نمیاد!</font></b></div></div></div>