نغزنامه
زندگانی و یادداشت های یک شوریده ی خرد باخته 
صاحب وبلاگ
زیر ذره‌بین
نغزبین‌های امروز: نفر
نغزبین‌های دیروز: نفر
نغزبین‌های این ماه: نفر
نغزبین‌های ماه قبل: نفر
كل نغزبین‌ها: نفر
كل مطالب: عدد

صورت فرع عشق آمد که بی عشق این صورت را قدر نبود فرع آن باشد که بی اصل نتواند بودن. پس الله را صورت نگویند چون صورت فرع باشد او را فرع نتوان گفتن.
گفت که عشق نیز بی صورت متصور نیست و منعقد نیست پس فرع صورت باشد گوییم چرا عشق متصور نیست بی صورت؟ بلکه انگیزنده ی صورت است صدهزار صورت از عشق انگیخته می شود هم ممثل هم محقق. اگرچه نقش بی نقاش نبود و نقاش بی نقش نبود لیکن نقش فرع بود و نقاش اصل. کحَرَکَةِ اِلْاصْبَعِ مَعَ حَرَکةِ الْخَاتَمِ تا عشق خانه نبود هیچ مهندس صورت و تصور خانه نکند و هم چنین گندم سالی به نرخ زر است و سالی به نرخ خاک و صورت گندم همان است، پس قدر و قیمت صورت گندم به عشق آمد. و هم چنین، آن هنر که تو طالب و عاشق آن باشی پیش تو آن قدر دارد و در دوری که هنری را طالب نباشد هیچ آن هنر را نیاموزند و نورزند.
گویند که عشق، آخر افتقار و احتیاج است به چیزی پس احتیاج اصل باشد و محتاج الیه فرع.
گفتم آخر این سخن که می گویی از حاجت می گویی آخر، این سخن از حاجت تو هست شد که چون میل این سخن داشتی این سخن زاییده شد. پس احتیاج مقدم بود و این سخن از او زایید. پس بی او، احتیاج را وجود بود پس عشق و احتیاج فرع او نباشد.
گفت آخر مقصود از آن احتیاج این سخن بود پس مقصود فرع چون باشد؟
گفتم دائماً فرع مقصود باشد که مقصود از بیخ درخت فرع درخت است.


فیه ما فیه
جلال الدین محمد بن محمد بلخی




طبقه بندی: نغزینه،
برچسب ها: کتاب خوانی، فیه ما فیه، مولانا،
[ 24 تیر 96 ] [ 16:53 ] [ صاد ]
...
بیشمـ ـ ـارند آنهـ ـایی که نامشـ ـ ـان آدم اسـ ـت

ادعـ ـایشـ ـ ـان آدمیـ ـت

کلـ ــامشـ ـ ـان انسـ ـانیـ ـت

رفتـ ـ ـارشـ ـان صمیمیـ ـت....

حـ ـ ـال.....

مـ ـن دنبـ ـال یـکی میـ ـگردم کـ ـه،

نـ ـه آدم باشـ ـد...

نـ ـه انسـ ـان...

نـ ـه دوسـ ـت و رفیـ ـق صمیـ ـمی

تنهـ ـا صـ ـاف باشـ ـد

و

صـ ـادق

پشـ ـت سایـ ـه اش خنجـ ـری نباشـ ـد؛

بـ ـرای دریــدن... .

هیـ ـچ نگویـ ـد...

فقـ ـط همـ ـان باشـ ـد کـ سایـ ـه اش میـ ـگوید...؛

صـ ـاف و یـ ـکرنگ



طبقه بندی: وب نوشت، نغزینه،
برچسب ها: انسانیت،
[ 20 مهر 91 ] [ 13:50 ] [ صاد ]
جعبه ی خالی...
در شهری دور افتاده، خانواده فقیری زندگی می‌کرد.

پدر خانواده از اینکه دختر ۵ ساله‌شان مقداری پول برای خرید کاغذ کادوی طلایی رنگ مصرف کرده بود، ناراحت بود چون همان قدر پول هم به سختی به دست می‏ آمد.

دخترک با کاغذ کادو یک جعبه را بسته بندی کرده و آن را زیر درخت کریسمس گذاشته بود…

صبح روز بعد، دخترک جعبه را نزد پدرش برد و گفت: بابا! این هدیه من است.

پدر جعبه را از دختر خردسالش گرفت و آن را باز کرد. داخل جعبه خالی بود!

 پدر با عصبانیت فریاد زد: مگر نمی‌دانی وقتی به کسی هدیه می‌دهی باید داخل جعبه چیزی هم بگذاری؟

 اشک از چشمان دخترک سرازیر شد و با اندوه گفت: باباجان! من پول نداشتم ولی در عوض هزار بوسه برایت داخل جعبه گذاشتم.

 چهره پدر از شرمندگی سرخ شد. دختر خردسالش را بغل و او را غرق بوسه کرد.


دیروز به تاریخ پیوست. فردا معماست و امروز هدیه است.



طبقه بندی: نغزینه، اندرزگو، وب نوشت،
برچسب ها: داستان نامه،
[ 18 مهر 91 ] [ 18:21 ] [ صاد ]
:)



طبقه بندی: نغزینه، وب نوشت،
برچسب ها: عکس نوشت،
[ 16 شهریور 91 ] [ 15:38 ] [ صاد ]
نزدیک تر بیا!
باران می بارید

كودكی رو به آسمان پرسید

چرا می گریی؟

اما جوابی نشنید.

دستانش را به سمت آسمان دراز كرد و گفت:

نزدیك تر بیا تا اشكهایت را پاك كنم.



طبقه بندی: نغزینه، وب نوشت،
[ 9 شهریور 91 ] [ 11:25 ] [ صاد ]
As u wish



طبقه بندی: نغزینه، وب نوشت،
[ 5 شهریور 91 ] [ 14:15 ] [ صاد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 8 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره من

می نویسم تا فراموش نکنم،
تا فراموش نشوم، از خاطر خودم و دیگران..

+درباره ی صاد:
پنج تار است در عود متحد با هم
صاد و زیر و لسان و مثلث و بم...

من صادم، سنگ زیرین آسیا!
از همان جا که بزرگتر شدم، صادم؛
از آن جا که شدم سنگ زیرین آسیا.

قبل ترش "آندرو" بودم،
هنوز هم هستم!
هر کجا که سرکشی و اعتراض می کنم یعنی هنوز
آندرویی در وجودم هست.

آندروی درونم را می بینید
هر کجا که زیاده خواهی های دیگران را بر نمی تابم،
هر کجا که "زبان سرخ می دهد بر باد..."

آن من ساکت و بی آزار و رصدگر اما که می بینید "صاد" است،
روی دیگر من؛
آن رویی که همه را دعوت به صلح می کند
و تحمل جنگ و خون ریزی و اشک را ندارد.


این جا "صاد/آندرو" گونه های من را می خوانید.
"من" و "نغزنامه" را هر آن گونه که می خواهید
تفسیر کنید.
بدون شرح...


پ.ن: کامنت ها را می بندم که فکر نکنید موظف هستید برایم نظر بگذارید، کاری اگر داشتید اما می توانید پیام بدهید.. همیشه کسی هست...
ارسال پیام:
https://goo.gl/AX1MQy
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات