تبلیغات
نغزنامه - مطالب مهر 1396
نغزنامه
زندگانی و یادداشت های یک شوریده ی خرد باخته
جودی آبوت برای بابالنگ درازش نامه می نوشت... آخر سر هم به هم رسیدن.
حالا این که مشکل از نامه هاییه که برات مینویسم یا نوع انتشارشون، نمیدونم...




مضمون: چند سطری ها،
برچسب ها: من، تو، بابالنگ دراز،
درد دادم...
درد فهمیده نشدن،
درد تبعید.
عاشقی در تبعید!

سر تا پای وجودم درد می کند.
درد مرگ،
درد مرگ.

"مغزم، مغزم درد می کند از حرف زدن. چقدر حرف زده ام، چقدر در ذهنم حرف زده ام. خروار خروار حرف، با لحن و حالت های مختلف، مغایر، متضاد و...
گفته ام و شنیده ام، خاموش شده و باز بر افروخته ام، پرخاش کرده و باز خود دار شده ام، خشم گرفته ام و لحظاتی بعد احساس کرده ام چشمانم داغ شده اند و دارند گر می گیرند، مثل وقتی که انسان بخواهد اشک بریزد و نتواند."

مثل مادر حسنک وزیر،
"مثل وقتی که جلوی دیگران زمین می خوردم، بلند می شدم و می گفتم خوبم و بعدها معلوم می شد که دست و پایم کبود شده؛ آن هم چه کبودی."
هیچ کس هم نیست که از چهره ام درد کشیدن را بفهمد.

"در من زندانی ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمی کرد..."
اما نمی دانم چرا دیگر نگاهم نکردی تا آغاز شوم.
و من،
همان جا تمام شدم.




مضمون: دستباف،
برچسب ها: من، تو، کلافگی نویسی، شعرخوانی، شاملو، محمود دولت آبادی، هندزفری،
قهرباش، ولی حرف بزن 
وقتی آدمایی رو میبینم که کلمات
از بینشون تبخیر شدن 
غمگین می شم
گاها با چند کلمه ساده 
گره های کور باز میشن 
از هم دریغ نکنیم...
#خسرو_شکیبایی




مضمون: چند سطری ها،
برچسب ها: من، تو، فیلم بینی، هندزفری،
جزعی نکرد چنان که زنان کنند، اما بگریست به درد، چنان که حاضران از درد وی خون گریستند...


+خیلی دلتنگم. خیلی دو دلم. خیلی نمیدونم چکار کنم. خیلی بوقی که تماس نمیگیری...




مضمون:
برچسب ها: من، تو،
سر کلاسم.
از هرکی که هم رشته ی توئه بدم میاد...
دارم فکر می کنم اگه تو جاش بودی چی می گفتی.

بعدا نوشت: لعنتی، چقدر دست خطش شبیه تو بود!




مضمون: چند سطری ها،
برچسب ها: من، تو،
اولین شب در خوابگاه...

+یادته گفتم اگه یه اتفاقی برام بیفته دلت میسوزه؟ امروز دوبار نزدیک بود بریم زیر 18 چرخ، هر دوبارشم طرف مقابل مقصر بود. حالا بازم قهر باش با من...




مضمون: چند سطری ها،
برچسب ها: من، تو،




می نویسم تا فراموش نکنم،
تا فراموش نشوم، از خاطر خودم و دیگران..

+درباره ی صاد:
پنج تار است در عود متحد با هم
صاد و زیر و لسان و مثلث و بم...

من صادم، سنگ زیرین آسیا!
از همان جا که بزرگتر شدم، صادم؛
از آن جا که شدم سنگ زیرین آسیا.

قبل ترش "آندرو" بودم،
هنوز هم هستم!
هر کجا که سرکشی و اعتراض می کنم یعنی هنوز
آندرویی در وجودم هست.

آندروی درونم را می بینید
هر کجا که زیاده خواهی های دیگران را بر نمی تابم،
هر کجا که "زبان سرخ می دهد بر باد..."

آن من ساکت و بی آزار و رصدگر اما که می بینید "صاد" است،
روی دیگر من؛
آن رویی که همه را دعوت به صلح می کند
و تحمل جنگ و خون ریزی و اشک را ندارد.


این جا "صاد/آندرو" گونه های من را می خوانید.
"من" و "نغزنامه" را هر آن گونه که می خواهید
تفسیر کنید.
بدون شرح...


پ.ن: کامنت ها را می بندم که فکر نکنید موظف هستید برایم نظر بگذارید، کاری اگر داشتید اما می توانید پیام بدهید.. همیشه کسی هست...
ارسال پیام:
https://goo.gl/AX1MQy

نویسنده: صاد
زیر ذره بین
  • تمام نغزبین ها:
  • نغزبین های امروز:
  • نغزبین های دیروز:
  • نغزبین های این ماه:
  • نغزبین های اون ماه:
  • همه ی نوشته ها:
  • آخرین مطلب نوشته شده در: