نغزنامه
زندگانی و یادداشت های یک شوریده ی خرد باخته 
قبلا نوشته بودم
زیر ذره بین
نغزبین های امروز: نفر
نغزبین های دیروز: نفر
نغزبین های این ماه: عدد
نغزبین های ماه قبل: عدد
كل نغزبین ها: عدد
كل نوشته ها: عدد
آخرین مطلب نوشته شده در:
تقریبا یک هفته مانده...
به تحویل سال،
به عوض شدن،
به بزرگ شدن،
به نو شدن...

یک هفته مانده که تمام بشود؛
گریه،
غصه،
غم،
درد...

یک هفته که تازه بشود؛
زمین،
سال،
فصل،
ماه،
آدم ها...

یک هفته مانده؛
یک هفته مانده که فراموش بشود،
که باید فراموش بشود همه ی خاطرات بد،
که  باید فراموش کرد همه چیز را،
جز عشق...
 
که باید فراموش شود همه چیز،
جز محبت،
وفاداری،
صداقت،
دوستی...

راستی، تو دلت را تکانده ای؟!


و چقدر خوبه که یکی به فکر آدم باشه، دوستش داشته باشه و زندگیش رو رنگی کنه...
+ عکس از خودم






مضمون: دستباف، 
برچسب ها: دوستی،  
22 اسفند 92 | صاد

درباره نغزنامه

می نویسم تا فراموش نکنم،
تا فراموش نشوم، از خاطر خودم و دیگران..

+درباره ی صاد:
پنج تار است در عود متحد با هم
صاد و زیر و لسان و مثلث و بم...

من صادم، سنگ زیرین آسیا!
از همان جا که بزرگتر شدم، صادم؛
از آن جا که شدم سنگ زیرین آسیا.

قبل ترش "آندرو" بودم،
هنوز هم هستم!
هر کجا که سرکشی و اعتراض می کنم یعنی هنوز
آندرویی در وجودم هست.

آندروی درونم را می بینید
هر کجا که زیاده خواهی های دیگران را بر نمی تابم،
هر کجا که "زبان سرخ می دهد بر باد..."

آن من ساکت و بی آزار و رصدگر اما که می بینید "صاد" است،
روی دیگر من؛
آن رویی که همه را دعوت به صلح می کند
و تحمل جنگ و خون ریزی و اشک را ندارد.


این جا "صاد/آندرو" گونه های من را می خوانید.
"من" و "نغزنامه" را هر آن گونه که می خواهید
تفسیر کنید.
بدون شرح...


پ.ن: کامنت ها را می بندم که فکر نکنید موظف هستید برایم نظر بگذارید، کاری اگر داشتید اما می توانید پیام بدهید.. همیشه کسی هست...
ارسال پیام:
https://goo.gl/AX1MQy