تبلیغات
نغزنامه - شانس اگر و فقط اگر آندرو!!
نغزنامه
زندگانی و یادداشت های یک شوریده ی خرد باخته
در راستای اون خاطره ی قبلی، اومدم از دومین اتفاق چندش آور براتون بگم.

چند وخ پیش بود که رفته بودم خونه ی یکی از فک و فامیلا* به صرف خواب و اینا، که این اتفاق افتاد. جالب اینجاس که اونا اصن حشره پشره** ندارن؛ شانس ماس اصن!!

بعد از خوردن شام و اینا، خواستیم بخوابیم خیر سرمون. منم از اون دسته آدمایی ام که جای خوابم عوض شه خوابم نمیبره. با کلی کشمکش و اینا، آخرش خوابم برد.

بعد حس کردم یه چیزی از رو دستم رد شد. در حال فوش دادن بلند شدم که دیدم.. بــــــــلـــــــه! از رفقای آلمانیمون ـه! دلش تنگ شده بوده گویا. ما هم در پذیرایی ازش سنگ حموم گذاشتیم و با انواع دمپایی و ایضا جارو برقی ازش استقبال کردیم!

بد ترین قسمتش مدل خوابیدنم بود. من میگم شما تصور کنید:
کله فرو رفته در بالش، دهن مث دهن اسب آبی باز و.. دستم هم کنار دهنم بود!
...................


+ پروف بدو برو بگو ندوک بیاد. :دی گرچه مطمئنم تا چن ساعت دیگه سر و کله ش پیدا میشه، ولی صرفا محضِ احتیاط.
+ دخترک بی نام و نشان و دخترک بی نام و نشان ها اگه نمیدونن تیترِ آپ ینی چی، بگن مخاطب خاصشون براشون توضیح بده. من یکی حوصله توضیح ندارم!
+ گاهی لازمه
آدم خودشو بزنه به نفهمی!!
+ شرمنده اگه دست نوشتهه توی آپ قبلی بد خط بود. عجله داشتم.

+ میشه یکی به من بگه با این تابستون لعنتی چی کار کنم؟
+ قبلنا وقتی میرفتم جلو آینه با خودم می گفتم: این من نیستم. اما الان که میرم جلو آینه با خودم میگم: ایـــــن مــــــن نیــــــســتم!! این دختره کیه که شبیه پسراس؟
آررره، جو گیر شدم رفتم موهایی که 2 سال بلندشون کرده بودم رو بر باد دادم! آرایشگره هی میگفت: حیفت نمیاد این مو ها رو کوتاه میکنی، هی من ":دی" میزدم براش. بعد اومدم خونه دیدم حیفم میاد واقعا! :(( من غلط بکنم دیگه مو هام
و کوتاه کنم! :((


پ.ن:
* ملت رفته بودن مسافرت
** پشه + حشره ---> اشاره به اون تبلیغه.





مضمون: چند سطری ها، طنزک،
برچسب ها: خاطره بافی،
دنبالک ها: آپی چندش آور!،




می نویسم تا فراموش نکنم،
تا فراموش نشوم، از خاطر خودم و دیگران..

+درباره ی صاد:
پنج تار است در عود متحد با هم
صاد و زیر و لسان و مثلث و بم...

من صادم، سنگ زیرین آسیا!
از همان جا که بزرگتر شدم، صادم؛
از آن جا که شدم سنگ زیرین آسیا.

قبل ترش "آندرو" بودم،
هنوز هم هستم!
هر کجا که سرکشی و اعتراض می کنم یعنی هنوز
آندرویی در وجودم هست.

آندروی درونم را می بینید
هر کجا که زیاده خواهی های دیگران را بر نمی تابم،
هر کجا که "زبان سرخ می دهد بر باد..."

آن من ساکت و بی آزار و رصدگر اما که می بینید "صاد" است،
روی دیگر من؛
آن رویی که همه را دعوت به صلح می کند
و تحمل جنگ و خون ریزی و اشک را ندارد.


این جا "صاد/آندرو" گونه های من را می خوانید.
"من" و "نغزنامه" را هر آن گونه که می خواهید
تفسیر کنید.
بدون شرح...


پ.ن: کامنت ها را می بندم که فکر نکنید موظف هستید برایم نظر بگذارید، کاری اگر داشتید اما می توانید پیام بدهید.. همیشه کسی هست...
ارسال پیام:
https://goo.gl/AX1MQy

نویسنده: صاد
زیر ذره بین
  • تمام نغزبین ها:
  • نغزبین های امروز:
  • نغزبین های دیروز:
  • نغزبین های این ماه:
  • نغزبین های اون ماه:
  • همه ی نوشته ها:
  • آخرین مطلب نوشته شده در: