نغزنامه
زندگانی و یادداشت های یک شوریده ی خرد باخته 
قبلا نوشته بودم
زیر ذره بین
نغزبین های امروز: نفر
نغزبین های دیروز: نفر
نغزبین های این ماه: عدد
نغزبین های ماه قبل: عدد
كل نغزبین ها: عدد
كل نوشته ها: عدد
آخرین مطلب نوشته شده در:
چند صباحی است خود درگیری پیدا کرده ام. قبلا همیشه چیزی، حسی، همراه داشتم؛ اما آن را هم گم کرده ام! نمی دانم چه ام شده است. دیگر از هیچ چیز نمی ترسم. دیگر نگران هیچ چیز نیستم.صدایی در ذهنم می گوید: "بالا تر از سیاهی که رنگی نیست. هست؟" روی ری پیت هم گذاشته است لامصب!

شانزده سالگی اینگونه است؟ نمی خواهم آن را، پیشکش! چهار تا چهار سالگی به من بدهید لطفا! 
نمی دانم.. شاید هم شانزده سالگی من خراب است...

نمی دانم چه ام شده است. میخواهم شاد باشم این روز های اول شانزده سالگی ام را، می خواهم بچِِشم شانزده سالگی را، قدرتش را ندارم! می خواهم دیوار دفاعی بکشم دور خودم، خود شانزده ساله ام را بغل کنم، بنشانمش سه کنج دیوار و بهش بگویم: "غصه نخور شانزده ساله جان! درست می شود همه چیز. گریه ات را نبینم رفیق. من کنارتم!" اما... نمی توانم!

مرده است این دل لامصب انگار! هیچ حسی ندارد. نه غم، نه شادی، نه دلتنگی، نه یأس، نه عشق، نه امید، نه... نه هیچ حس دیگری.

قبلا هم اینگونه شده بودم، اما همیشه بر می گشت آن حس لعنتی. 
«هر روز که می رفت یک چیزیش اینجا ها بود؛ اینجا ها... اما امروز هیچ علامتی از او نیست. هیچی!*»

الآن مدت هاست که ازش خبری نیست.
+ اگر کسی آنرا یافت، خبرم کند. نگرانش هستم!



.................................


* جای خالی سلوچ، محمود دولت آبادی

+ آهنگای قدیمیِ بسیاری هست که دوستشون می داریم؛ اما نمیدونم چرا someone like you با همه شون متفاوته. بسی بسیار بیشتر از همه آهنگای قدیمی دوستش می دارم!

+ Andro was upgraded to version 7.6.1

+ someone like you





مضمون: دستباف، 
برچسب ها: من، کلافگی نویسی، هندزفری، محمود دولت آبادی،  
2 خرداد 92 | صاد

درباره نغزنامه

می نویسم تا فراموش نکنم،
تا فراموش نشوم، از خاطر خودم و دیگران..

+درباره ی صاد:
پنج تار است در عود متحد با هم
صاد و زیر و لسان و مثلث و بم...

من صادم، سنگ زیرین آسیا!
از همان جا که بزرگتر شدم، صادم؛
از آن جا که شدم سنگ زیرین آسیا.

قبل ترش "آندرو" بودم،
هنوز هم هستم!
هر کجا که سرکشی و اعتراض می کنم یعنی هنوز
آندرویی در وجودم هست.

آندروی درونم را می بینید
هر کجا که زیاده خواهی های دیگران را بر نمی تابم،
هر کجا که "زبان سرخ می دهد بر باد..."

آن من ساکت و بی آزار و رصدگر اما که می بینید "صاد" است،
روی دیگر من؛
آن رویی که همه را دعوت به صلح می کند
و تحمل جنگ و خون ریزی و اشک را ندارد.


این جا "صاد/آندرو" گونه های من را می خوانید.
"من" و "نغزنامه" را هر آن گونه که می خواهید
تفسیر کنید.
بدون شرح...


پ.ن: کامنت ها را می بندم که فکر نکنید موظف هستید برایم نظر بگذارید، کاری اگر داشتید اما می توانید پیام بدهید.. همیشه کسی هست...
ارسال پیام:
https://goo.gl/AX1MQy