نغزنامه
زندگانی و یادداشت های یک شوریده ی خرد باخته 
قبلا نوشته بودم
زیر ذره بین
نغزبین های امروز: نفر
نغزبین های دیروز: نفر
نغزبین های این ماه: عدد
نغزبین های ماه قبل: عدد
كل نغزبین ها: عدد
كل نوشته ها: عدد
آخرین مطلب نوشته شده در:



دو سال پیش چنین روزی * چنین روز دل انگیزی
نغزنامه جونم دنیا اومد  *  میون وبلاگا اومد
............

تولدت مبارک، فدات بشن الهی
کاش مدیر فروش اون پستهات بشم الهی!


هـعـــــــی خدا!
 دو ســـــــــــــــــــــــــال شد!
دو ســـــال با همه ی فراز ها و نشیب هاش تحملم کردی؛ ممنونتم دوستم!
دو سال با من ساختی و دم نزدی رفیق!
هر کسی جای تو بود ولم کرده بود؛ ولی تو...
خیلی ها میگن جون نداری، میگن احساس نداری، ولی من میگم تو از هر آدمی با احساس تری...
...........................
پ.ن:
بالاخره یکی از وبلاگام به 2 سالگی رسید !
بقیه شون همون اوایل عمرشون میترکیدن!
اگه فردا همگی ترکیدیم حلالم کنید! ولی اگه زنده موندیم نکردید هم نکردید!

به قول یکی:

    "اگه بدی دیدید حقتون بوده؛ اگه خوبی دیدید اشتباه کردید!!"


همه تون رو دوس دارم!
خدافظ.



مضمون: چند سطری ها، 
برچسب ها: وبلاگ،  
30 آذر 91 | صاد

درباره نغزنامه

می نویسم تا فراموش نکنم،
تا فراموش نشوم، از خاطر خودم و دیگران..

+درباره ی صاد:
پنج تار است در عود متحد با هم
صاد و زیر و لسان و مثلث و بم...

من صادم، سنگ زیرین آسیا!
از همان جا که بزرگتر شدم، صادم؛
از آن جا که شدم سنگ زیرین آسیا.

قبل ترش "آندرو" بودم،
هنوز هم هستم!
هر کجا که سرکشی و اعتراض می کنم یعنی هنوز
آندرویی در وجودم هست.

آندروی درونم را می بینید
هر کجا که زیاده خواهی های دیگران را بر نمی تابم،
هر کجا که "زبان سرخ می دهد بر باد..."

آن من ساکت و بی آزار و رصدگر اما که می بینید "صاد" است،
روی دیگر من؛
آن رویی که همه را دعوت به صلح می کند
و تحمل جنگ و خون ریزی و اشک را ندارد.


این جا "صاد/آندرو" گونه های من را می خوانید.
"من" و "نغزنامه" را هر آن گونه که می خواهید
تفسیر کنید.
بدون شرح...


پ.ن: کامنت ها را می بندم که فکر نکنید موظف هستید برایم نظر بگذارید، کاری اگر داشتید اما می توانید پیام بدهید.. همیشه کسی هست...
ارسال پیام:
https://goo.gl/AX1MQy