تبلیغات
نغزنامه - یه آپ از ته دل...
نغزنامه
زندگانی و یادداشت های یک شوریده ی خرد باخته
خیلی اوقات توی جمعی ولی تنهایی؛
خیلی اوقات دلت میخواد یه چیزی.. اون چیزی که مدت هاست ته دلت گیر کرده رو بگی، ولی میدونی که جرئتش رو نداری
میدونی اگه بگی هیچ کس باورت نمیکنه
باورت که نمیکنه هیچ، مسخره ت هم میکنه! حتی اگه بتونه میزنتت!

اینجوری میشه که حرفات قلنبه میشه رو دلت
عقده میشه.
جوری میشه که دلت میخواد یقه ی یکی رو بگیری و حرفاتو بکوبی تو گوشش
ناراحتیتو به رخش بکشی
بگی تو تنها ناراحت دنیا نیستی، منم تنهام!

بگی...
اونایی که رو دلت قلنبه شده رو بگی
بگی تا خالی شی.
اونقدر بگی تا بغضت بترکه،
اون حبابی که که الکی توی دلت گنده شده بترکه.

گاهی اوقات دلت دو تا چشم میخواد؛
چشمایی که نگرانت باشن،
که حرفای نگفتتو بفهمن،
ترساتو بفهمن؛

گاهی اوقات یه آغوش گرم میخوای،
که بتونی ساعت ها توش فرو بری و گریه کنی،
اونقدر گریه کنی تا دیگه اشکی برات نمونه.

گاهی اوقات دلت یه دست میخواد؛
یه دست گرم که وقتی داری توی تنهاییِ خودت گریه میکنی بیاد و بزنه رو شونت،
سرتو که بالا آوردی با دقت اشکاتو پاک کنه و بگه ناراحت نباش!
من میدونم که همه چی درست میشه.

گاهی هم دلت یه دل میخواد؛
دلی که همیشه همرات باشه،
مهم باشی براش...
مهم باشه برات.

اما...
میدونی که همه ی اینا در حد یه آرزوئه؛
و تو میدونی که نه دلی باهاته،
نه دستی همراته،
نه آغوش گرمی هس،
نه دو تا چشم نگران،
نه حتی آدمــــــــــــــــــــــــــــــــی!

و همچنان حرفاتو، درداتو، غصه هاتو، اشکاتو، نگرانی هاتو باید برای خودت نگه داری.
......................

پ.ن:
1. اصن فک نکنین خبریه؛ فقط یه کمی دلم گرفته. همین!
2. آپ راجع به حضرت حیدری بمونه واسه بعد، فعلا  نه اعصابش هس نه حوصله ش.
3. بینم با این آپ، وبلاگ منو هنو جزء وبلاگای طنز طبقه بندی میکنن عایا؟ (منظورم اینه)
4.Starting a new chapter of my life...,ounam az kinde  Bkhodesh




(عکس کش رفته از :Shima Farhani+)




مضمون: دستباف،
برچسب ها: من، کلافگی نویسی،




می نویسم تا فراموش نکنم،
تا فراموش نشوم، از خاطر خودم و دیگران..

+درباره ی صاد:
پنج تار است در عود متحد با هم
صاد و زیر و لسان و مثلث و بم...

من صادم، سنگ زیرین آسیا!
از همان جا که بزرگتر شدم، صادم؛
از آن جا که شدم سنگ زیرین آسیا.

قبل ترش "آندرو" بودم،
هنوز هم هستم!
هر کجا که سرکشی و اعتراض می کنم یعنی هنوز
آندرویی در وجودم هست.

آندروی درونم را می بینید
هر کجا که زیاده خواهی های دیگران را بر نمی تابم،
هر کجا که "زبان سرخ می دهد بر باد..."

آن من ساکت و بی آزار و رصدگر اما که می بینید "صاد" است،
روی دیگر من؛
آن رویی که همه را دعوت به صلح می کند
و تحمل جنگ و خون ریزی و اشک را ندارد.


این جا "صاد/آندرو" گونه های من را می خوانید.
"من" و "نغزنامه" را هر آن گونه که می خواهید
تفسیر کنید.
بدون شرح...


پ.ن: کامنت ها را می بندم که فکر نکنید موظف هستید برایم نظر بگذارید، کاری اگر داشتید اما می توانید پیام بدهید.. همیشه کسی هست...
ارسال پیام:
https://goo.gl/AX1MQy

نویسنده: صاد
زیر ذره بین
  • تمام نغزبین ها:
  • نغزبین های امروز:
  • نغزبین های دیروز:
  • نغزبین های این ماه:
  • نغزبین های اون ماه:
  • همه ی نوشته ها:
  • آخرین مطلب نوشته شده در: