نغزنامه
زندگانی و یادداشت های یک شوریده ی خرد باخته 
قبلا نوشته بودم
زیر ذره بین
نغزبین های امروز: نفر
نغزبین های دیروز: نفر
نغزبین های این ماه: عدد
نغزبین های ماه قبل: عدد
كل نغزبین ها: عدد
كل نوشته ها: عدد
آخرین مطلب نوشته شده در:
بیشمـ ـ ـارند آنهـ ـایی که نامشـ ـ ـان آدم اسـ ـت

ادعـ ـایشـ ـ ـان آدمیـ ـت

کلـ ــامشـ ـ ـان انسـ ـانیـ ـت

رفتـ ـ ـارشـ ـان صمیمیـ ـت....

حـ ـ ـال.....

مـ ـن دنبـ ـال یـکی میـ ـگردم کـ ـه،

نـ ـه آدم باشـ ـد...

نـ ـه انسـ ـان...

نـ ـه دوسـ ـت و رفیـ ـق صمیـ ـمی

تنهـ ـا صـ ـاف باشـ ـد

و

صـ ـادق

پشـ ـت سایـ ـه اش خنجـ ـری نباشـ ـد؛

بـ ـرای دریــدن... .

هیـ ـچ نگویـ ـد...

فقـ ـط همـ ـان باشـ ـد کـ سایـ ـه اش میـ ـگوید...؛

صـ ـاف و یـ ـکرنگ



مضمون: وب نوشت،  نغزینه، 
برچسب ها: انسانیت،  
20 مهر 91 | صاد

درباره نغزنامه

می نویسم تا فراموش نکنم،
تا فراموش نشوم، از خاطر خودم و دیگران..

+درباره ی صاد:
پنج تار است در عود متحد با هم
صاد و زیر و لسان و مثلث و بم...

من صادم، سنگ زیرین آسیا!
از همان جا که بزرگتر شدم، صادم؛
از آن جا که شدم سنگ زیرین آسیا.

قبل ترش "آندرو" بودم،
هنوز هم هستم!
هر کجا که سرکشی و اعتراض می کنم یعنی هنوز
آندرویی در وجودم هست.

آندروی درونم را می بینید
هر کجا که زیاده خواهی های دیگران را بر نمی تابم،
هر کجا که "زبان سرخ می دهد بر باد..."

آن من ساکت و بی آزار و رصدگر اما که می بینید "صاد" است،
روی دیگر من؛
آن رویی که همه را دعوت به صلح می کند
و تحمل جنگ و خون ریزی و اشک را ندارد.


این جا "صاد/آندرو" گونه های من را می خوانید.
"من" و "نغزنامه" را هر آن گونه که می خواهید
تفسیر کنید.
بدون شرح...


پ.ن: کامنت ها را می بندم که فکر نکنید موظف هستید برایم نظر بگذارید، کاری اگر داشتید اما می توانید پیام بدهید.. همیشه کسی هست...
ارسال پیام:
https://goo.gl/AX1MQy