تبلیغات
نغزنامه - عنوان نداره... [ورژن 2]
نغزنامه
زندگانی و یادداشت های یک شوریده ی خرد باخته
این روزا اصن حال حوصله هیچی رو ندارم . حتی خودم رو!
به قول یکی از دوستان رفتم تو برهوت، بیابون، کویر.. نمیدونم چی!!

شاید یه مدتی آپ نکنم.
نمیدونم!
شاید هم بکنم.

سخت دلتنگم؛ دلتنگ یه دوست که بتونم باهاش حرف بزنم. اما هیشکی نی!
یعنی هس.. اما اون که من میخوام نی!
اوج تنهایی وقتیه که همه دور و برت باشن اما نتونی با هیچ کدومشون حرف بزنی و درد دل کنی...

کوروش (کبیر) میگه :
در این شهر صدای پای مردمی است که هم چنان که تو را می بینند، طناب دار تو را می بافند. مردمی که صادقانه دروغ می گویند و خالصانه به تو خیانت می کنند .در این شهر هرچه تنها تر باشی پیروزتری.

اما نمیشه که!
واقعا هیچ کس نمیتونه تنها سر کنه! حتی سنگ دل ترین هاش!

حرف دیگه ای نیس.. نه که نباشه، جاش اینجا نیس!

اینم از من داشته باشین و تا بعد:



بــه بـــــودن هـــا، دیـــر عـــادتـــ کن،
و بــه نبــودن هـا، زود...
آدم هــا، نـبودن را بهـتر بلـدنـــد!




مضمون: چند سطری ها،
برچسب ها: من، دوستی، دلتنگی جات، کلافگی نویسی،




می نویسم تا فراموش نکنم،
تا فراموش نشوم، از خاطر خودم و دیگران..

+درباره ی صاد:
پنج تار است در عود متحد با هم
صاد و زیر و لسان و مثلث و بم...

من صادم، سنگ زیرین آسیا!
از همان جا که بزرگتر شدم، صادم؛
از آن جا که شدم سنگ زیرین آسیا.

قبل ترش "آندرو" بودم،
هنوز هم هستم!
هر کجا که سرکشی و اعتراض می کنم یعنی هنوز
آندرویی در وجودم هست.

آندروی درونم را می بینید
هر کجا که زیاده خواهی های دیگران را بر نمی تابم،
هر کجا که "زبان سرخ می دهد بر باد..."

آن من ساکت و بی آزار و رصدگر اما که می بینید "صاد" است،
روی دیگر من؛
آن رویی که همه را دعوت به صلح می کند
و تحمل جنگ و خون ریزی و اشک را ندارد.


این جا "صاد/آندرو" گونه های من را می خوانید.
"من" و "نغزنامه" را هر آن گونه که می خواهید
تفسیر کنید.
بدون شرح...


پ.ن: کامنت ها را می بندم که فکر نکنید موظف هستید برایم نظر بگذارید، کاری اگر داشتید اما می توانید پیام بدهید.. همیشه کسی هست...
ارسال پیام:
https://goo.gl/AX1MQy

نویسنده: صاد
زیر ذره بین
  • تمام نغزبین ها:
  • نغزبین های امروز:
  • نغزبین های دیروز:
  • نغزبین های این ماه:
  • نغزبین های اون ماه:
  • همه ی نوشته ها:
  • آخرین مطلب نوشته شده در: