تبلیغات
نغزنامه
نغزنامه
زندگانی و یادداشت های یک شوریده ی خرد باخته
به قول شاعر که میگه:

نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارند
جوانان سعادتمند پند نوجوان دانا را (پیر هم خودتی!
)

حال، ما هم نصایحی چند برای شما عزیزان داریم؛ باشد که رستگار شوید!

1. هیچ وقت گوشی دیگران رو مسخره نکنید؛ حتی اگه نوکیا 1208 باشه! چشه مگه؟ گوشی به این خوبی! (مهتاب، ببخش!
)
2. هرگز عکسی که با گوشیتون از یکی گرفتید رو بدون اجازه ش آپ نکنید! (کیمیا، عفو کن! )

3. هیچ وقت سعی نکنید با تهدید گوشی دیگران به انداختن در آب، شارژ زور از اونها بگیرید! (بابااااا! )
4. هیچ وقت در فکر این نباشید که گوشیتون رو بالاتر از قیمت نو بفروشید؛ حتی به افراد بی اطلاع. (مامان!
)
5. هرگز گوشیتون رو به دستشویی نبرید!
6. برای اینکه دست هاتون رو بشورید، هرگز گوشیتون رو روی آفتابه نذارید! (کوفت!
  بهتر از اینه که آدم گوشیش بیفته تو چاه مستراح که! حداقل تمیز تر و بهداشتی تره!)
7. و در آخر باز هم اگه گوشیتون افتاد داخل آب، هرگز اون رو توی برنج نذارید. چرت میگن که مث اولش میشه؛ فقط بیشتر گند میزنه توش! چون نشاسته و خرده های برنج میره داخل درز های گوشی.

و اینگونه می شود که همانند من بدبخت می شوید!




مضمون: چند سطری ها، طنزک، اندرزگو،
برچسب ها: خاطره بافی،
از ایام طفولیت* یادمان می آید که یک شعری در کتاب فارسی دوم راهنماییمان داشتیم بدین مضمون:

علم چندان که بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست نادانی

نه محقق بود نه دانشمند
چارپایی بر او کتابی چند**

آن تهی مغز را چه علم و خبر
که بر او هیزم است یا دفتر


حالا، حکایت ما هم شده مثل این دراز گوشه! دور از جونمون البت! میگی چطور؟!

تا الان 8-9 سال از عمر مبارکمون رو در راه علم اندوزی صرف کردیم، اکثر چیزایی که یاد گرفتیم چیا بوده؟

توی ابتدایی: مدنی [خانواده ی آقای هاشمی که میخواستن برن نیشابور]، هدیه های آسمان و بقیه ی درسایی که تعریف کردن نداره!

توی راهنمایی: اجتماعی (جالب بود که جواب اکثر سوالا یکی بود!)، دینی ای که هیچ ربطی به دین نداشت(فقط اون تهش 4 تا مسئله و احکام داشت!)، عربی (آخرش هم نفهمیدیم چرا میخونیمش! که زبان قرآن رو بفهمیم؟ مگه درس قرآن نداشتیم؟!!؟!؟!)، حرفه و ...

الان هم که همچنان عربی()، مطالعات اجتماعی()، مطالعه و پژوهش(
) و زیستی که سال بعد به هیچ درد من نخواهد خورد().

حال آیا ما شبیه اون موجود گوش مخملی نیستیم؟!
..............................

پ.ن:
*   تعریف ایام طفولیت: دوران راهنمایی را گویند
**  تلمیح به سوره ی جمعه، آیه ی 5




مضمون: چند سطری ها، طنزک،
برچسب ها: مدرسه، خاطره بافی،
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




مضمون:
برچسب ها:



دو سال پیش چنین روزی * چنین روز دل انگیزی
نغزنامه جونم دنیا اومد  *  میون وبلاگا اومد
............

تولدت مبارک، فدات بشن الهی
کاش مدیر فروش اون پستهات بشم الهی!


هـعـــــــی خدا!
 دو ســـــــــــــــــــــــــال شد!
دو ســـــال با همه ی فراز ها و نشیب هاش تحملم کردی؛ ممنونتم دوستم!
دو سال با من ساختی و دم نزدی رفیق!
هر کسی جای تو بود ولم کرده بود؛ ولی تو...
خیلی ها میگن جون نداری، میگن احساس نداری، ولی من میگم تو از هر آدمی با احساس تری...
...........................
پ.ن:
بالاخره یکی از وبلاگام به 2 سالگی رسید !
بقیه شون همون اوایل عمرشون میترکیدن!
اگه فردا همگی ترکیدیم حلالم کنید! ولی اگه زنده موندیم نکردید هم نکردید!

به قول یکی:

    "اگه بدی دیدید حقتون بوده؛ اگه خوبی دیدید اشتباه کردید!!"


همه تون رو دوس دارم!
خدافظ.




مضمون: چند سطری ها،
برچسب ها: وبلاگ،
خیلی اوقات توی جمعی ولی تنهایی؛
خیلی اوقات دلت میخواد یه چیزی.. اون چیزی که مدت هاست ته دلت گیر کرده رو بگی، ولی میدونی که جرئتش رو نداری
میدونی اگه بگی هیچ کس باورت نمیکنه
باورت که نمیکنه هیچ، مسخره ت هم میکنه! حتی اگه بتونه میزنتت!

اینجوری میشه که حرفات قلنبه میشه رو دلت
عقده میشه.
جوری میشه که دلت میخواد یقه ی یکی رو بگیری و حرفاتو بکوبی تو گوشش
ناراحتیتو به رخش بکشی
بگی تو تنها ناراحت دنیا نیستی، منم تنهام!

بگی...
اونایی که رو دلت قلنبه شده رو بگی
بگی تا خالی شی.
اونقدر بگی تا بغضت بترکه،
اون حبابی که که الکی توی دلت گنده شده بترکه.

گاهی اوقات دلت دو تا چشم میخواد؛
چشمایی که نگرانت باشن،
که حرفای نگفتتو بفهمن،
ترساتو بفهمن؛

گاهی اوقات یه آغوش گرم میخوای،
که بتونی ساعت ها توش فرو بری و گریه کنی،
اونقدر گریه کنی تا دیگه اشکی برات نمونه.

گاهی اوقات دلت یه دست میخواد؛
یه دست گرم که وقتی داری توی تنهاییِ خودت گریه میکنی بیاد و بزنه رو شونت،
سرتو که بالا آوردی با دقت اشکاتو پاک کنه و بگه ناراحت نباش!
من میدونم که همه چی درست میشه.

گاهی هم دلت یه دل میخواد؛
دلی که همیشه همرات باشه،
مهم باشی براش...
مهم باشه برات.

اما...
میدونی که همه ی اینا در حد یه آرزوئه؛
و تو میدونی که نه دلی باهاته،
نه دستی همراته،
نه آغوش گرمی هس،
نه دو تا چشم نگران،
نه حتی آدمــــــــــــــــــــــــــــــــی!

و همچنان حرفاتو، درداتو، غصه هاتو، اشکاتو، نگرانی هاتو باید برای خودت نگه داری.
......................

پ.ن:
1. اصن فک نکنین خبریه؛ فقط یه کمی دلم گرفته. همین!
2. آپ راجع به حضرت حیدری بمونه واسه بعد، فعلا  نه اعصابش هس نه حوصله ش.
3. بینم با این آپ، وبلاگ منو هنو جزء وبلاگای طنز طبقه بندی میکنن عایا؟ (منظورم اینه)
4.Starting a new chapter of my life...,ounam az kinde  Bkhodesh




(عکس کش رفته از :Shima Farhani+)




مضمون: دستباف،
برچسب ها: من، کلافگی نویسی،
اوف! اینجا چه خاکی گرفته!!
خیلی وقته که دلم یه آپ دُرُس حسابی میخواد، اما هر چی سعی میکردم وقتم رو جمع و جور کنم، بازم وقت نمیشد بیام بآپم اینجا رو.

آورده اند که :
روزگاری مدرسه ای بود در شهری همدان نام، به نام فرزانگان 1 که فقط اسم و افه اش از فرزانگان 2 شهر مذکور بیشتر بود که: آره، اینجا قدیم التاسیس است و آنجا جدید التاسیس؛ اینجا 25 نفر می گیرد و آنجا 90 نفر؛ و اِلا صد رحمت به معلمان و مسئولان آنجا.

در احوالات معلمان و مسئولان اینجا (همان فرزانگان 1 شهر مذکور):

1.مدیر:
[فلش بک]
صبح یک روز بیخود به نام اول مهر:
[پس از اجرای مراسمات مربوطه، نوبت به سخنرانی مدیره ی محترمه رسید]
...هدف ما باید جهانی باشه. هدف ما نباید کنکور و المپیاد باشه. کنکور و المپیاد باید برای شما هدف پیش پا افتاده ای باشه... . (ما هم ساده دل، توی دلمون گفتیم حتما الان کلی کلاس با دبیرای خفن و اینا برامون میذارن، اما دس رو دلم نذار هموطن!)
[پایان فلش بک]

حالا همین بانوی متشخص مثلا مدیر، برداشته کلاسای المپیاد فیزیک و شیمی رو ک ما خودمون داریم پولش رو میدیم و فقط و فقط از مکان مدرسه استفاده می کنیم رو معلق کرده.


چرا؟ به بهانه ی اینکه چن تا از پدر،مادرای بچه ها زنگیدن گفتن به بچه هامون فشار میاد.
اینجوری باشه که باید به من و یکی دیگه از بچه ها بیشتر فشار بیاد که چهارشنبه ها تا 4:15 کلاس شیمی داریم و بعدش بلافاصله کلاس زبان داریم .

تازه همین بانوی محترمه برداشته یه تیکه کاغذ چسبونده رو در دفترش که فقط ساعات سوم تفریح (زنگ ناهار) بعد از زنگ نماز مزاحمشون(!) شیم! پس احترام به دانش آموز کجا رفته ؟* ها؟ کجا رفته ؟! با اجازه ی کی رفته؟!!  امـــــــــم اشتب شد!

کتابای سمپاد هم همچنان نیومده و میگن کلا قرار نیس بیاد.** اما خیلی جالبه که توی آزمونای سمپاد ازشون میاد!!

2. دبیر دینی :
خیلی عرذ میخاما.. خیلی ببخشید.. واقعا شرمنده... **
من فکر می کردم شماها بچه های دبیرستان فرزانگانید. شما باید از خودتون خجالت بکشید!


3. دبیر ریاضی :
- "دانَه دانَه" باید اینا رو در همدیگه ضرب کنیم.
- "بانوان محترم"...
- با سوالا بازی کنیم.
-اگه سوال حل نشد، از یه طرف دیگه به سوال حمله کنیم.
- "عالم سخن"... 
- فقط صدای حرف زدن میاد. وقتی شما حرف بزنین من فکر می کنم شما نوشتن چیزایی که پای تموم تابلو هست رو تموم کردید.
- استفاده از فعل های سوم شخص:
1. نوشتند ؟
2. گوش بدند.
.
.
.
بعد وقتی میخواد بره بشینه سر جاش، از وسط کلاس مانتوش رو جمع میکنه بالا، بعد خیلی آسه آسه میره میشینه سر جاش.

4. دبیر شیمی :
سوالی هست؟ سوالی هست؟ [اونوخ اگه یه بدبختی سوال داشته باشه]:
حواست سر کلاس کجا بود پس؟ من همه ی اینا رو توضیح دادم. د نه د ! وقتی شما این سوال رو میپرسی معلومه که سر کلاس گوش نمی کردی !!
یه لبخند ژکوندی هم میزنه که قشنگ داغون شی!


5. زیست:
جزوه ی این فصل رو دوشنبه بهتون میدم و فقط  از چیزایی می پرسم که توی جزوه هست.
(لازم به ذکره که دوشنبه ی مذکور هنوز نیومده، اما اصولا هر هفته میپرسه!)

6. ادبیات :
- شما فک کردین این وظیفه ی منه که به خود ارزیابی ها جواب بدم ؟ نه خیر ! وظیفه ی شماست...
-چرا به معنی کلمات که میرسیم فقط دو سه نفر جواب میدن ؟ یعنی شما واقعا زورتون میگیره به آخر کتاب مراجعه کنین و یه معنی کلمه نگاه کنین؟ اینجوری نمیشه! باید یه نماینده برای نگا کردن کتابا انتخاب کنم. واقعا خوشتون میاد از این کار؟ شما دیگه بزرگ شدید!!

7. مطالعات اجتماعی:
فقط به دست خطش میتونم گیر بدم. به نظر من دست خط این بوده که باعث شده دایناسورا منقرض شن.

احتمالا یه برگه دست نوشته ی این بشر توی زمان جا به جا شده و دایناسورا هر چی زور زدن نتونستن بخونن، بر اثر فشار وارده به اعصابشون مردن. به همین راحتی!

8. زبان :
مترادف هایی که میده جدا روی اعصابه! هر چی معنی برای ی کلمه توی عالم خلقت هس میده.

نمونه :
clever = smart ,sharp, intelligent , keen
     dull ,lazy ,stupid ≠            

تازه باهامون"شبیه ساز کنکور"،"Reading comprehension"و" Cloze test"که برای کنکور اختصاصی زبانه کار میکنه.
درسای کلاس زبانمون با همه ی سختیش از اینا راحت تره به قرعان!

9. عربی:
هیچی نگم بهتره، چون احتمال فوش و فوش کاری بالاس.

10. مطالعه و تحقیق :
اینم بدبختی از آشناهامونه . روز آشنایی وقتی اسمم رو گفتم جو گیر شد گفت :ماشاا... ! اما الان هی هر چی مینویسیم ، میگه این به درد اینجا نمیخوره؛ باید بره فلان قسمت.

11. تربیت بدنی :
من نمیدونم این چجور مربی ایه که خودش شیکم داره؟ اصولا مگه دبیر تربیت بدنی نباید رو فرم باشه عایا؟
..............................................

پ.ن:

* خود این احترام به دانش آموز یه آپ بلند بالاس. ایشالا آپ بعدی ! فقط این رو بدونید که از فرمایشات حضرت هیربد حیدری (مدظله العالی) می باشد.

** من واقعا نمیدونم پس فرزانگان2  چجوری کتابای سمپاد دارن؟!!


*** اینقدر دلم میخاد یه بار بهش بگم عرذ میخام، ولی از عواقبش میترسم. آدم باید حساب کتاب اعمال خودش رو داشته باشه. اگه میدونستم 25 صدم ، دیگه ته تهش نیم کم میکنه میگفتم. اما میترسم 2 یا یه همچین حدودی کم کنه. منم که عاقبت اندیـــــــش!





مضمون: چند سطری ها، طنزک،
برچسب ها: من، مدرسه، خاطره بافی،


(صفحات: 26) ... 5 6 7 8 9 10 11 ...


می نویسم تا فراموش نکنم،
تا فراموش نشوم، از خاطر خودم و دیگران..

+درباره ی صاد:
پنج تار است در عود متحد با هم
صاد و زیر و لسان و مثلث و بم...

من صادم، سنگ زیرین آسیا!
از همان جا که بزرگتر شدم، صادم؛
از آن جا که شدم سنگ زیرین آسیا.

قبل ترش "آندرو" بودم،
هنوز هم هستم!
هر کجا که سرکشی و اعتراض می کنم یعنی هنوز
آندرویی در وجودم هست.

آندروی درونم را می بینید
هر کجا که زیاده خواهی های دیگران را بر نمی تابم،
هر کجا که "زبان سرخ می دهد بر باد..."

آن من ساکت و بی آزار و رصدگر اما که می بینید "صاد" است،
روی دیگر من؛
آن رویی که همه را دعوت به صلح می کند
و تحمل جنگ و خون ریزی و اشک را ندارد.


این جا "صاد/آندرو" گونه های من را می خوانید.
"من" و "نغزنامه" را هر آن گونه که می خواهید
تفسیر کنید.
بدون شرح...


پ.ن: کامنت ها را می بندم که فکر نکنید موظف هستید برایم نظر بگذارید، کاری اگر داشتید اما می توانید پیام بدهید.. همیشه کسی هست...
ارسال پیام:
https://goo.gl/AX1MQy

نویسنده: صاد
زیر ذره بین
  • تمام نغزبین ها:
  • نغزبین های امروز:
  • نغزبین های دیروز:
  • نغزبین های این ماه:
  • نغزبین های اون ماه:
  • همه ی نوشته ها:
  • آخرین مطلب نوشته شده در: